معنی شعر معرفت آفریدگار فارسی ششم ابتدایی درس اول


متن کتاب : درس اول             معرفت آفریدگار

( نویسنده ی این متن : ابوعلی بلعمی ـ از کتاب تاریخ بلعمی )

این همه خَلق را که شما بینید بدین چندین بسیاری،این همه را خالقی است

 که آفریدگار ایشان است و نعمت بر ایشان از وی است،آفریدگار را بباید پرستیدن

و بر نعمت او سپاس داری باید کردن.

 

اندیشه کردن اندر کار خالق و مخلوق،روشنایی افزاید اندر دل و غفلت از این

و نا اندیشیدن،تاریکی افزاید اندر دل،ونادانی،گمراهی است.

 

معنی درس اوّل : معرفت آفریدگار

این همه آفریده که می بینید که این قدر زیاد است،این همه را آفریننده ای آفرید

که خداوند گار است و نعمت های ما از ایشان است.آفریدگار را باید  بپرستیم و

از نعمت او شکر گذاری و تشکر باید بکنیم.

 

فکر کردن درباره ی کار آفریننده و آفریده شده،روشنایی و نور یه دل ها می بخشد

و فکر نکردن و نادانی کردن تاریکی به دل ها می دهد و نتیجه نادانی گمراهی است.

 

در ادامه ی متن درس اول ۴ بیت از سعدی با موضوع معرفت خداوند آمده .

ابتدا ابیات را مشاهده می کنید و بعد از آن معنی ابیات به ترتیب آمده.

 

۱ ـ باد بهاری وزید از طرف مرغزار               باز به گردون رسید،ناله ی هر مرغ زار

۲ ـ خیزوغنیمت شمار،جنبش بادربیع           ناله ی موزون مرغ،بوی خوش لاله زار

۳ ـ هرگل وبرگی که هست،یادخدامیکند      بلبل و قمری چه خواند؟یاد خداوندگار

۴ ـ برگ درختان سبزدر نظر هوشیار              هر ورقش دفتری ست،معرفت کردگار

 

"سعدی"

 

معنی شعر : سعدی

1 ـ باد بهاری از طرف سبزه زار وزید   (معنی مصراع اول )

باز صدای پرندگان به گوش گردش روزگار رسید. (معنی مصراع دوم )

 

2 ـ بلند شو و از فرصت استفاده کن.وزیدن باد بهاری، (معنی مصراع اول )

صدای آهنگین پرندگان و بوی خوب گلها.  (معنی مصراع دوم )

 

3 ـ هر چیزی که در  دنیا هست،از خداوند یاد می کند. (معنی مصراع اول )

بلبل و قمری و پرندگان با صدای زیبای خود چه چیزی را یاد آوری کردند؟

یاد خداوند و آفریدگار.  (معنی مصراع دوم )

 

4 ـ برگ درختان سبز،در نظر انسان عاقل    (معنی مصراع اول )

مانند دفتری است که به آن نگاه  می کند و به شناخت خداوند می رسد.

(معنی مصراع دوم )

 

یادآوری :

الف )

جمله:جمله به مجموع چند کلمه می گویند که مفهومی داشته باشد و

پیامی را از گوینده به شنونده منتقل کند.

 

انواع جمله:

جمله خبری: به جمله ای می گویند که خبری را بیان می کند. مانند:

دوستم امروز به مدرسه نیامد.

 

جمله امری: به جمله ای می گویند که در آن دستوری یا خواهشی وجود

داشته یاشد مانند:در را ببند.

 

جمله پرسشی: جمله ای است که پرسشی را بیان می کند و  در پایان جمله ی

پرسشی علامت ؟ می آید. مانند:ساعت چند است؟

 

جمله عاطفی: جمله ای است که در آن احساس شگفتی و عاطفی وجود

داشته باشد و علامت جمله ی عاطفی ! می باشد.مانند:چه گل زیبایی!

 

ب )

برای موزون تر شدن وزیبا و آهنگین تر شدن شعر گاهی جای اجزای آن

تغییر می کنند مثلا گاهی اوقات فعل به جای آخر جمله در اول جمله وجود

دارد مانند:باز به گردون «رسید»ناله ی هر مرغ زار.




لطفا به قوانین نشر محتوا در فضای مجازی احترام گذاشته و از انتشار مجدد این فایل ها خودداری کنید.

دانلود : 41
شنبه 25 بهمن 1399 ساعت : 17:54

308
مطلب
43
کاربران
+926
بازدید امروز
1,053
بازدید دیروز
11,881
بازدید ماه
1,032,101
بازدید کل
دوشنبه 31 خرداد 1400
تقویم روز